سیاره رنج

دنیا صراط آخرت است و در آن ، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است.

سیاره رنج

دنیا صراط آخرت است و در آن ، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است.

سوز دل

چند روزه همش این شعر میاد تو ذهنم و باهاش می سوزم:  

هر زمان یاد جماران می کنم 

جان خود را نور باران می کنم 

مرشد من جام آتش سر کشید 

سوخت...تا عرش الهی پر کشید...   

 

 اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آخر تابع له علی ذلک

ما و ابوذر

ظرفیت وجودی هر انسان با انسان دیگر متفاوت است، و انسان ها بنابر ظرفیتی که دارند، شایسته دریافت معارف می شوند و کسب این معارف و مراتب آن باعث رسیدن به مقامات مختلف می شود. این مراتب و مقامات در همه امور تعریف شده است: امور علمی، معنوی، اجتماعی، سیاسی و... این شرایط در امور دینی هم به طریق اولی صادق است. برای مثال کسی که مجتهد است و شرایط اجتهاد را دارد، بنابر حکم شارع مقدس می تواند پاسخگوی امور دینی مردم باشد و بنابر این اجتهادی که می کند، فتوا می دهد و فتوایش لازم الاجراست و یک انسان عادی یا غیر مجتهد نمی تواند برحسب اینکه دلیل آن حکم را درک نمی کند، به آن اشکال وارد کند. در مورد اسرار الهی هم همینگونه است و اینطور نیست که بتوان به راحتی ادعایی را در این زمینه داشت و چه بسا ابعاد آن نیز به مراتب دورتر از خیال ماست.

در برهه هایی از تاریخ انقلاب، بوده است زمان هایی که امام امت و پس از ایشان حضرت آقا روحی فداه، تصمیماتی گرفته اند که به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است و دلیل آنها هم اکثرا عدم درک چرایی این تصمیمات بوده است. گرچه در مواقعی ابعادی از قضایا روشن شده و راه برای افراد سلیم النفس روشن شده است، اما عده ای همچنان بر طبل نقد ( در بهترین توصیف البته! )، می کوبند که ولی فقیه اشتباه کرده است و...! قصد ورود به بحث ولایت فقیه و نصب ایشان از جانب خدا و نظارت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه را ندارم. اما به یاد حدیثی افتادم، و برداشتم از این حدیث باعث این نوشته شد:

امیرالمومنین علیه السلام به جناب کمیل فرمودند: «ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها...؛(1) قلوب و ارواح مردم ظرفهائی هستند بهترین آنها وسیع ترین آنهاست. بر این اساس است که ظرفیت سلمان به گونه ای است و ظرفیت ابوذر به گونه ای دیگر. تا جایی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: " لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقال رحم الله قاتل سلمان" (2). اگر ابوذر می دانست آنچه را که در قلب سلمان است می گفت خدا، قاتل سلمان را رحمت کند.

شاید به نوعی شرایط ما نیز همینطور است، عدم درک صحیح امور از جانب ما باعث می شود که در مواقعی به اشتباه عملکرد ولی فقیه را با آنچه فهم ضعیف ما از دین می فهمد، مغایر بدانیم و به صورتی ناشایست بر این ادعای خود پافشاری کنیم. مشکل در اینجاست که علم کم ما و عدم کسب صحیح معارف و در نهایت در جایگاه و مقام ولایت نبودن و عدم اشراف بر امور، ریشه است. در حدیثی که آمده است نکته خطرناکی وجود دارد، ابوذر، اگر علم سلمان را می دانست و می دانست که او چه می داند و آن را با دانسته خود ( که کم هم نبوده است ) قیاس می کرد، بر قاتل سلمان رحمت می فرستاد! ابوذر، این یار با وفای پیامبر، جایگاهی بس عظیم در نزد پیامبر دارد، اما خطر دقیقا در همین جاست. بحث در این نیست که ما ابوذریم و ولی فقیه سلمان، منتها قیاسی که می توان کرد، شاید زنگ خطری باشد برای همه ما که در نقد عملکرد ولی فقیه و آنچه که به آن اشراف نداریم دچار اشتباهی اینگونه نشویم. 

===================================

البته در کل این نوشته، مخاطب، انسان های بی غرض است وگرنه دشمنان رهبری و نظام که حرفی جز دروغ نمی بافند و دلیلی جز دنیا ندارند و سخنشان به اندازه پشیزی ارزش ندارد. 

1.       نهج البلاغه، حکمت 127

2.       روضة المتقین، ج 5، ص 425

چه کسی پاسخگوست؟

چند وقتی بود که صدا و سیمای فخیمه، تبلیغ فیلم های سینمایی را نمی کرد. اما تقریبا از چند ماه پیش دیدیم که این رویه در تلویزیون از سر گرفته شد. این کار بالذات بد نیست ، به این شرط که فیلم های سینمایی مورد نظر حرفی برای گفتن داشته باشد و صرفا به دلیل حضور سوپر استارهای تخیلی! به جذب مشتری نپردازد. سخن در این باب، فراوان است، از ضعف های محتوایی و انحرافات اخلاقی که دامن گیر اکثر فیلمنامه ها شده است و نظارتی روی آن نمی شود، تا بازیگران نازل و عروسک نمایی که حضورشان در صحنه سینما اثری جز به ابتذال کشیدن عرصه سینما و عوارض مخرب در جامعه ندارد، و کارگردانانی که روح تعهد خود را به ابتذال فروخته و جز به فیلم های ظاهرفریب نمی اندیشند، وزارت ارشادی که مدت هاست وظیفه انقلابی اش را فراموش کرده  و....

آنچه من را مجبور به نوشتن این متن کرد، فراتر از این حرف هاست: پخش تبلیغات بی پایان فیلم های کمدی در ماه محرم، در صدا و سیما! تعجب نکنید! صدا و سیمای فخیمه جمهوری اسلامی ایران، در اقدامی تأمل و تأسف برانگیز در این چند وقت مدام به تبلیغ فیلم های کمدی روی پرده سینما از جمله: دختر میلیونر، تاکسی نارنجی، حلقه های ازدواج و... می پردازد. فیلم هایی شاد و مفرح! برای ماه عزای مردم!

چند سوأل:

وزارت ارشاد، با چه استدلالی به چنین فیلم هایی در ماه محرم، اجازه اکران می دهد؟

موج اکران فیلم های کمدی در ماه عزای اباعبدالله ( علیه السلام ) به چه معناست؟

صدا وسیمایی که مدت ها از تبلیغ فیلم های روی پرده سینما، به شکل معناداری اجتناب می کرد، چطور و به چه دلیلی در این ماه، که دل های همه عشاق در سوگ مولایشان، غرق ماتم است، به تبیلغ بی رویه این فیلم ها در پیام های بازرگانی خود می پردازد؟

آیا ندیدند که چطور در عاشورای امسال، کسانی که این انقلاب برایشان چون خاری در چشم است و هر لحظه چون گرگی درنده در کمین هستند تا اثری از این نظام برجا نگذارند، چطور حرمت این ماه عزیز و روز شهادت آن هستی عالم، را نگاه نداشتند و آخرین تیر در چله ی کمان دشمنی شان را در این روز به سمت آرمان اصلی این انقلاب پرتاب کردند؟ و چطور قلب عاشقانش را جریحه دار کردند؟ این محصول مشترک وزارت ارشاد و صداوسیما را در کدام صفحه ی پرافتخار تاریخ انقلاب ثبت کنیم؟!!!

جناب آقای حسینی، وزیر محترم ارشاد جمهوری اسلامی!، سید بزرگوار حسینی!،

 جناب آقای ضرغامی، رئیس محترم صدا و سیما، سید عزیز!

 چه خوب  شما دو نفر حرمت جد بزرگوارتان را در این ماه حفظ کردید! چه خوب بعد از آشوب فتنه گران و بدخواهان این نظام وانقلاب، خون به دل این مردم شهیدپرور نمودید! عزاداری هایتان قبول حضرتش!!!